بلاگ

معرفی بزرگان حوزه روان درمانی – بخش سوم

در ادامه سری مطالب آشنایی با بزرگان حوزه روان درمانی و روان شناسی در این مطلب به شناخت کلی سه استاد بزرگ این مباحث میپردازیم. کسانی که مرزهای علم را در زمان خودشان جابجا کردند و موجب اعتلای شناخت ما از انسان و روان آدمی شده اند.

روانشناس ویلفرد بایون(1979-1897)

ویلفرد بایون مفهوم همانند سازی فرافکنانه کلاین را طوری گسترش داد که فرایند بین فردی را که در آن درمانگر احساس میکند بیمار او را برای ایفای نقش خاصی در زندگی درونی خود مجبور میکنددر بر بگیرد. او همچنین این مفهوم را ارائه نمود که درمانگر باید آنچه را بیمار به او فرا فکنی کرده است نگاه دارد تا پس از پردازش آن را به گونه ای تعدیل شده به خود بیمار باز گرداند. دکتر بایون معتقد بود که بین مادر و کودک فرآیند مشابهی روی میدهد. وی همچنین اظهار نمود که جنبه های سایکوتیک و غیر سایکوتیک روان بطور همزمان به صورت سازمانهای فرعی عمل میکنند.

شهرت دکتر بایون احتمالا بیشتر مدیون استفاده از انگاره های روان  کاوی در گروهها است. وقتی گروهی از انجام تکالیفش منحرف میشود در یکی از سه حالت بنیادی ( وابستگی جفت شدن یا ستیز/گریز ) رو به تباهی میرود.

روانشناس و مشاور

دکتر جان بالبی یا بولبی(1990-1907)

جان بولبی را عموما بنیانگذار نظریه دلبستگی میدانند. او در دهه 1950 عقاید خو را در مورد دلبستگی تدوین نمود، یعنی زمانی که به عنوان مشاور سازمان بهداشت جهانی در زمینه مشکلات بی خانمانی کودکان کار میکرد. او تاکید داشت اساس دلبستگی مجاورت است یعنی تمایل کودک برای اینکه نزدیک مادر یا مراقبش باشد. نظریه او در زمینه پیوند مادر-کودک ریشه در زیست شناسی داشت و مطالب زیادی را از نظریه تکامل و کردار شناسی وام گرفته بود. به عقیده بولبی، احساس پایه امنیت و ایمنی بر اثر رابطه نزدیک و مستمر با مراقب حاصل میشود. آمادگی برای دلبستگی، تحت تاثیر عوامل زیستی است .

بالبی تاکید داشت که دلبستگی پدیده ای دو طرفه است. پیوند مادر و ارائه مراقبت ارتباط تنگاتنگی با رفتار دلبستگی کودک دارد. بالبی معتقد بود که بدون این مجاورت اولیه با مادر یا مراقب، کودک نمیتواند به حس امنیت پایه دست یابد و او این حس را سکویی برای استقلال میدانست در غیاب حس امنیت پایه کودک احساس وحشت یا تهدید میکند و رشد وی به شدت مختل میشود.

دکتر متخصص ریموند کتل(1988-1905)

کتل قبل از مهاجرت به امریکا درجه دکترای خود را در انگلستان کسب کرد. او روش های تحلیل چند متغیری و تحلیل عامل را در مطالعه شخصیت ارائه نمود. این روش ها روش های آماری است که به طور همزمان روابط بین چندین متغیر و عامل را بررسی میکند. کتل با بررسی عینی سوابق زندگی فرد و با استفاده از مصاحبه شخصی و اطلاعات پرسش نامه ای صفات گوناگونی را شرح داد که نمایانگر واحدهای اساسی شخصیت هستند.

صفات هم زمینه زیستی دارند و هم تحت تاثیر محیط و یادگیری هستند.

صفات زیستی عبارتند از: جنس، اجتماعی بودن، پرخاشگری، و محافظت والدین

صفات آموخته شده محیطی شامل عقاید فرهنگی نظیر کار، مذهب، صمیمیت، عشق ورزی و هویت است.

یکی از مفاهیم مهم کتل قانون اجبار برای حد متوسط زیستی اجتماعی است که طبق این قانون جامعه بر کسانی که زمینه ژنتیک متفاوت دارند فشار وارد میکند تا خود را با هنجارهای اجتماعی تطبیق دهند.

روانپزشک و روان درمانگر خوب

اگر در شهر تهران هستید و به دنبال روان درمانگر خوب یا روانپزشک مطمئن میگردید میتوانید با ما تماس بگیرید. آقای دکتر جباری در کلینیک روشنا با همکاران خوب و متخصص خود آماده ارائه خدماتی مطمئن به شما هستند.

بدون دیدگاه

2

دیدگاه تان را ثبت کنید