بلاگ

بزرگان رواندرمانی – بخش چهارم

در این بخش از سری مطالب در مورد بزرگان روان درمانی به معرفی کوتاهی از فیربرن ، فرنتسی ، فروم و فروید کوچک می پردازیم.

درمانگر رانلد فیربرن(1964-1889)

وی روانکاو اسکاتلندی بود که بخش عمده عمر خود را در انزوای نسبی گذراند و یکی از نظریه پردازان عمده روانکاوی در مکتب بریتانیایی روابط ابژه ای است. او معتقد بود شیرخواران در وهله اول بر اثر سائق های لیبیدو و پرخاشگری بر انگیخته نمیشوند بلکه غریزه ابژه جویی آنها را بر می انگیزد. فیربرن مفهوم ساختارهای پویا را جایگزین مفاهیم انرژی ، ایگو و اید فروید کرد. به عقیده فیربرن وقتی شیرخوار با ناکامی مواجه میشود بخشی از ایگو به طور دفاعی در سیر رشد از بدنه اصلی جدا شده و به صورت واحدی در ارتباط با ابژه های درونی و سایر تقسیمات فرعی ایگو عمل میکند. او همچنین براین نکته پای میفشرد که نه تنها ابژه بلکه روابط ابژه ای نیز در دوره رشد درون فکنی میشوند به طوری که خود همیشه در ارتباط با یک ابژه است و این دو با یک حالت عاطفی با هم مربوط هستند.

شاندورفرنتسی(1933-1873)

او روانکاوی مجاری (مجارستانی) بود که هر چند توسط فروید روانکاوی شد و تحت تاثیر او قرار گرفت اما بعدها فنون فروید را رها کرد و روش تحلیلی خود را عرضه نمود. فرنتسی نشانه های بیمارانش را مربوط به سو رفتار جسمی و جنسی در دوران کودکی میدانست و معتقد بود روانکاو باید به گونه ای به بیمار خود محبت کند که کمبود محبت دوران کودکی خود را جبران نماید. او روشی را ابداع نمود که درمان فعال نام گرفت و طی آن بیماران را تشویق میکرد از طریق رویارویی فعالانه توسط درمانگر نسبت به اقعیت آگاهی پیدا کنند. او همچنین تحلیل متقابل را نیز آزمایش کرد که طی آن یک جلسه بیمار را روان کاوی میکرد و بعد به بیمار اجازه میداد جلسه بعد او را روانکاوی نمایید.

روانشناس و مشاور

روانپزشک اریش فروم(1980-1900)

اریش فروم  یا اریک فروم پس از اخذ دکترا در آلمان در سال 1933 به ایالات متحده مهاجرت کرد. او در تاسیس موسسه روانپزشکی ویلیام آلانسون وایت در نیویورک نقش موثری داشت. فروم پنج سنخ منشی شایع فرهنگ غرب که ناشی از این فرهنگ است را شرح داد و معتقد بود هر کس ممکن است خصوصیات یک یا چند سنخ را داشته باشد. این سنخها عبارت بودند از:

  1. 1-شخصیت پذیرا که منفعل است
  2. 2-شخصیت بهره کش که حیله گر است
  3. 3-شخصیت سوداگر که فرصت طلب و تغییر پذیر است
  4. 4-شخصیت محتکر که اندوخته و انبارمیکند
  5. 5-شخصیت سازنده که کمال یافته است و از عشق ورزیدن و کار کردن لذت میبرد.

فرآیند درمانی شامل غنا بخشیدن به درک و فهم فرد از رفتار اخلاقی در برابر دیگران و ایجاد عشق سازنده است که مشخصه آن مراقبت و مسولیت پذیری و احترام به دیگران است.

آنا فروید – دختر فروید بزرگ(1982-1895)

آنا فروید دختر زیگموند فروید بود که سرانجام نظریات خاص خود را در روانکاوی ارائه نمود. با اینکه زیگموند فروید عمدتا بر واپس زنی تاکید داشت و آن را مکانیزم اصلی دفاعی میداست، آنا فروید مکانیسمهای دفاعی فردی نظیر واکنش وارونه و پسرفت و ابطال و درون فکنی و همانند سازی و فرافکنی و رویکرد علیه خود و وارونه سازی و والایش را به تفصیل شرح و بسط داد. او همچنین در پیدایش روانشناسی نوین ایگو نقش مهمی داشت. در این روانشناسی او بر عمق در سطح تاکید داشت. به عبارت دیگر دفاع هایی که ایگو برای اجتناب از تمایلات غیر قابل قبول اید (نهاد) شکل میدهد فی نفسه پیچیده بوده و شایان توجه هستند. تا آن زمان توجه روانکاو بیشتر معطوف به آشکار کردن تمایلات پرخاشگرانه و جنسی ناخود آگاه بود. او همچنین در پایه ریزی رشته روانکاوی کودک نقش بسزایی داشت و کارکرد ایگو را در رشد شخصیت مورد مطالعه قرار داد. آنا فروید در سال 1947 درمانگاه همپستید و رشته کودک درمانی را پایه گذاری نمود و مدیریت آن را به عهده گرفت.

بدون دیدگاه

2

دیدگاه تان را ثبت کنید