افسانه‌ها و واقعيت‌ها درباره‌ خودكشی

وجود افسانه های خودکشی و نبود دانش كافي درباره‌ي رفتارهاي خودكشي گرايانه، بد فهمي‌هاي بسياري را در مورد خودكشي به وجود آورده است. از آن جا كه اين تصورات نادرست درباره‌ي خودكشي، اغلب مانع كمك به افراد در معرض خطر مي‌شود، فهرستي از آن‌ها در زير ارائه شده است.

مهمترین افسانه های خودکشی

1- “افرادي كه درباره‌ي خودكشي صحبت مي‌كنند، به آن اقدام نمي‌كنند”، در حالي كه نتايج پژوهش‌ها حاكي از آن است كه بيش از سه چهارم كساني كه به زندگي خود پايان مي‌دهند، قبل از ارتكاب، در خصوص برنامه يا نقشه‌ي خود، چه به عنوان فرياد كمك خواهي و چه با گوشه و كنايه صحبت كرده‌اند. به عنوان مثال، ممكن است هشدار فرد در اين زمينه با گفتن جملاتي مانند: جهان بدون او بهتر خواهد بود، يا زندگي ارزش زيستن ندارد، بروز داده شود.

2-“تنها افراد يك طبقه‌ي خاص خودكشي مي‌كنند”، واقعيت اين است كه افراد با هر پايگاه اقتصادي – اجتماعي در معرض خطر خودكشي قرار دارند.

3- “عضويت در گروه مذهبي خاصي، پيش‌بيني كننده براي ممانعت از اقدام به خودكشي است”، اين تصور اشتباه است. حتي ممنوعيت شديد كاتوليك‌ها براي خودكشي مانع از آن نمي‌شود كه آن‌ها كمتر اقدام به خودكشي نمايند. گرچه افرادي كه پايبندي به باورهاي مذهبي خاصي ندارند، بيشتر در معرض اقدام به خودكشي هستند.

4- “تمام افرادي كه دست به خودكشي مي‌زنند الزاماً افسرده هستند”، اين باور به وسيله‌ي شواهد تجربي حمايت نشده است. بنابراين نبايد فقدان علايم افسردگي در فرد منجر به غفلت از خطر خودكشي در وي شود.

5- “علت اصلي اقدام به خودكشي روان پريشي است”، در حالي كه مطالعات نشان داده‌اند بسياري از افرادي كه رفتار خودكشي گرايانه دارند، همچنان تماس خود با واقعيت را حفظ کرده‌اند. و این جمله هم ازافسانه های خودکشی ناشی میشود.

6- “بهبودي حالت‌هاي خلقي، احتمال خودكشي را كاهش مي‌دهد”، در حالي كه احتمال خطر خودكشي در افراد بهبود يافته، به ويژه افراد افسرده پس از بهبودي، نه تنها كاهش نمي‌يابد، بلكه به دليل افزايش انرژي، توانايي در اجراي نقشه‌هاي خودكشي نيز بالا مي‌رود.

7- “افراد خودكشي گرا واقعا خواهان مرگ هستند”، اين مفهوم نيز اسطوره است. همان گونه كه “اشنايدمن” نيزبيان کرده است، اقدام كنندگان به خودكشي، درباره‌ي مرگ خود اغلب احساس دوگانه‌اي دارند. همچنين بسياري از افرادي كه بحران خودكشي را پشت سر گذاشته‌اند از اين كه زنده مانده‌اند، خوشحال و سپاسگزارند.

برخی دیگر از افسانه های خودکشی

8- “افكار خودكشي گرايانه فراواني اندكي دارند”، مطالعات مختلف خط بطلان بر چنين ادعايي كشيده است. اين مطالعات روشن نموده‌اند كه انديشه‌هاي خودكشي گرايانه هم در ميان جمعيت‌هاي باليني و هم در ميان جمعيت‌هاي غيرباليني، فراواني قابل توجهي مي‌توانند داشته باشند.

افسانه های خودکشی

9- “پرسش از افراد درباره‌ي افكار يا نقشه‌هاي خودكشي خطرناك بوده و بايد از آن اجتناب کرد”، اين عقيده نيز اشتباه است و در تمامي موارد افكار، طرح‌ها يا نقشه هاي خودكشي در افراد بايد به شكل دقيق، اما با در نظر داشتن فنون ارزيابي و مواجهه بررسي شود.

10- ” همه‌ي افرادي كه با وسايل ساده و كم خطرتر اقدام به خودكشي مي‌نمايند در مورد كشتن خود جدي نيستند” هم از افسانه های خودکشی است. در حالي كه بعضي از افراد ممكن است درباره‌ي آناتومي بدن و ميزان مورد نياز مصرف قرص، سم و … اطلاعات كافي نداشته باشند. بنابراين لازم است تمامي نشانگرها و نشانگان، جدي گرفته شوند.

11- “وقوع خودكشي تنها منحصر به جمعيت‌هاي باليني يا افراد داراي مشكلات روان شناختي شديد است”، هرچند در اغلب موارد اين وضعيت مصداق دارد، اما نسبت قابل قبولي از افرادي كه اقدام به خودكشي موفقيت آميز داشته‌اند، از تشخيص روانپزشكي برخوردار نبوده‌اند.

12- “فرد خودكشي گرا براي هميشه مستعد خودكشي خواهد بود”، واقعيت اين است كه گرايش فرد خودكشي گرا به مرگ هميشگي نيست، بلكه در دوره‌ي زماني محدودي اين تمايل ممكن است ادامه يابد. هر چند احتمال برگشت اين افكار وجود دارد، اما در هر صورت وقوع آن‌ها دوره‌اي است.

13- “تهديد به خودكشي در جوانان جدي نيست”، در حالي كه خطر خودكشي در مورد جوانان نيز كاملاً جدي و نيازمند مداخلات تخصصي است. بنابراين هرگز نبايد تصور کرد كه اين تهديدات، امري طبيعي براي گروه سني خاص است و به آن‌ها جامه‌ي عمل پوشانده نمي‌شود.باید افسانه های خودکشی را دانست و آنها را از ذهن جامعه پاک کرد.

14- “اشخاصي كه اقدام به خودكشي داشته و از آن جان سالم به‌در برده‌اند بسيار خطرناك اند”، هر چند اقدام گذشته به خودكشي بزرگترين پيش‌بيني‌ كننده‌ي اقدام‌هاي بعدي است و چنين افرادي در معرض خطر بيشتر براي خودكشي قرار دارند، اما اين مساله به معناي قطعيت خودكشي در آن‌ها نيست.

و باز هم از خودکشی و تصورات غلط درباره آن

15- “وقتي فردي تصميم جدي براي خاتمه بخشيدن به زندگي‌اش بگيرد، منصرف کردن او ناممكن است”، در حالي كه شواهد نشان مي‌دهد حمايت‌هاي مناسب، داروها و روان‌درماني‌ها، مي‌توانند با كمك به خروج فرد از دوره‌ي محدود اين بحران، مؤثر باشند.

16- “در تمامي موارد، خودكشي به شكل تكانشي و ناگهاني رخ مي‌دهد”، هر چند در برخي بيماري‌ها مانند اختلال شخصيت مرزي، اين وضعيت به چشم مي‌خورد، در بيشتر خودكشي‌ها، هشدارهاي قبلي و نقشه كشي براي از ميان بردن خود وجود دارد و مي‌توان خطر خودكشي را پيش بيني و از آن پيشگيري به عمل آورد.

17-“فردي كه اقدام به خودكشي مي‌كند، چنانچه با مداخله‌ي شخصي ديگر روبرو شود كه قصد دارد وي را منصرف سازد، عصباني شده و مقاومت مي‌كند”، واقعيت اين است كه اگر چه ممكن است افراد خودكشي گرا در مرحله اول از پذيرش كمك امتناع نموده و در مقابل هر نوع مداخله‌اي از خود مقاومت نشان دهند، در نهايت اغلب آن‌ها آمادگي خود را براي گرفتن كمك‌هاي حرفه‌اي يا غيرحرفه‌اي نشان داده و سرانجام نيز ممكن است قدرداني خود را از اين حمايت‌ها ابراز كنند.

18- “خودكشي در خانواده‌ها به شكل ارثي روي مي‌دهد”، اين نیز از افسانه های خودکشی است و حقيقت ندارد، چرا كه خودكشي الگويي فردي است كه مي‌تواند چند وجهي باشد (يعني تحت تأثير عوامل مختلف و نه فقط ارث و خصوصيات خانوادگي رخ دهد).

تدوين: حناسابزاده

برای مشاوره با روانپزشک خوب در تهران در باب خودکشی به بخش تماس با ما مراجعه کنید.

بیایید در مورد خودکشی حرف بزنیم.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *